سلام خدای مهربونم
متوجه شدم علی توی باروری مشکل داره
یه کم استرس دارم به خاطرش
ولی خوب حل میشه
برای بچه دار شدن آماده نیستم
برای فداکار بودن
برای نگران بودن
الناز داره ازدواج میکنه خوب من براش خوشحالم
دارم کارهای هسته ای رو پیگیری میکنم خودت کمک کن به نتیجه برسه
روزا آروم و خوبن
دارم به توی روزهای یکنواخت و قشنگ و بدون چالش زندگیم غرق میشم
مامان حالش خوب شد و رفت خونه
خدایا میخوام ازت تشکر کنم
خیلی خیلی ممنونم
من به تو مدیونم
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم آذر ۱۴۰۳ ساعت 16:41 توسط fighter
|