خیلی وقته نیستی
من از این نبودن میترسم
همیشه از یک مرگ خاموش می ترسیدم
مرا نجات بده
از وجدانی که در عذاب است
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم اسفند ۱۳۹۷ ساعت 14:3 توسط fighter
|
من از این نبودن میترسم
همیشه از یک مرگ خاموش می ترسیدم
مرا نجات بده
از وجدانی که در عذاب است
بازم یه تلاش ما موفق دیگه
انگار نرسیدن سرنوشت منه
ولی میدونی سوختگی وقتی از درجه ۲ گذشت دیگه درد نداره
یعنی دردش مبهم و عجیب میشه
دردی حس نمیکنی
انگار که روحت توی عذاب
من عاشقتم
میخوای منو بسوزونی
خاکسترم کنی
من تسلیمت
تمام من تسلیم توهه
بالاخره همه چی تموم شد
من الان روی نقطه ی پایان وایسادم
دوس داری نتیجه رو بلند اعلام کنی?