مامان رو الان تحویل اتاق عمل دادم

و خودم اومدم بیرون

تنهام و هیچ کس همراهم نیست

میدونم اشک میتونه استرس و ناراحتیم رو کمتر کنه

همیشه میتونم زود با شرایط آداپته بشم

ولی این قوی بودن این تنهایی از پس هر چی براومدن گاهی اذابم میده

دلم میخواد یه دختر لوس و افاده ای باشم که وقتی دسم رو میبرم کلی جیغ بکشم و با دیدن خودن غش کنم

ولی مادرم منو زن روزای تنهایی

روزای سخت بار آورد

خدایا مراقب مامان باش